طبقه بندی های مختلف نظریه های سازمان و مدیریت
طبقه بندی های مختلف نظریه های سازمان و مدیریت
طبقه بندی های تاریخی نظریه های سازمان ومدیریت:1-نظریه بروکراسی وبر 2-اصول مدیریت علمی و اداری تیلور و فایول 3-نهضت روابط انسانی و مدیریت رفتار –4نظریه های سیستمی و اقتضایی
هارولد کونتز در طبقه بندی خود به شش مکتب اشاره کرد:
1-مکتب فرایندی یا وظیفه ای مدیریت
2-مکتب تجربی مدیریت
3-مکتب رفتار انسانی در مدیریت
4-مکتب نظام اجتماعی در مدیریت
5-مکتب نظریه تصمیم گیری
6-مکتب کمی ومقداری مدیریت
ویلیام اسکات نیز با پیروی از طبقه بندی تاریخی سه مکتب را در مدیریت بیان می کند:
مکتب کلاسیک ها که با تقسیم کار ،سلسله مراتب ،حیطه نظارت وساختار منطقی سروکار داشت .
مکتب نئوکلاسیک ها که با نهضت روابط انسانی شناخته می شود.
مکتب سیستمی سازمان که سازمان را همچون سیستمی با متغیرهای وابسته به محیط توصیف می کند وآن را در سطحی بالا تر از دو مکتب قبلی قرار می دهد.
بولدینگ با در نظر گرفتن ضوابطی عمومی برای سیستم ها ،آنها را در نه سطح طبقه بندی میکند.طبقه وی برای شناخت سازمان و رفتار انسان ها در سازمان از اهمیتی فوق العاده برخوردار است.
سطح اول :ساخت یا چارچوب است که شامل تمامی قوانین مربوط به استاتیک است که در تمامی سطوح بالا تر نیز صادق است.حتی انسان ها ،که خود از سطح هفتم سیستم هاست از نظر ساخت تابع قوانین سطح اول است.
سطح دوم:شامل سیستم های محرک یا ساعت گونه است.قوانین دینامیک توجیه کننده خصوصیات اصلی این سطح است.
سطح سوم:سیستم های بازخور یا سایبرنتیک است.ترموستات ساده ترین مصداق این سطح است.
سطح چهارم:تک یاختته است که به عنوان اولین سطح سیستم بازتوسط پدیده حیات از سطوح قبلی متمایز می شود.
سطح پنجم :سطح گیاه است .
سطح ششم:دنیای حیوانات که از ویژگی آن حرکت و احساس از طریق گیرنده های طبیعی است.
سطح هفتم :انسان است که ویژگی عمده آن خود آگاهی است.
سطح هشتم:سازمان های اجتماعی اند .این سطح در برگیرنده انسان است .در سازمان های اجتماعی یکی نقش رهبر و دیگری نقش پیرو را ایفا می کند.
سطح نهم: شامل دنیای ناشناخته ها وسیستم های متعالی است که در حال حاضر ما از درک آنها عاجزایم.
نظریه اقتضایی که دربر گرفته شده از مکتب سیستمی در مدیریت است ،مطلق گرایی در مدیریت را خطا و مطلوبیت هر شیوه را وابسته به شرایط و موقعیتی می داند که در آن زمان و مکان سازمان را احاطه کرده باشد. از این نوع این نظریه ها ،نظریه"بستگی دارد"نیز نامیده می شود.
ریچارد اسکات نظریه های سازمان و مدیریت را به چهار گروه تقسیم کرده است.معیار تقسیم بندی او دیدگاه سیستم باز و بسته نسبت به سازمان ،و مدل های منطقی و اجتماعی رفتار انسان ها در سازمان است.
بر اساس معیار اول نظریه های سازمان و مدیریت به دو گروه نظریه های سیستم بسته وباز تقسیم می شوند .و با توجه به معیار دوم در هر گروه دو نوع مدل،که به رفتار منطقی و رفتار اجتماعی انسان معطوف اند دیده می شود.
*در نظریه های گونه اول سازمان به صورت سیستمی بسته در نظر گرفته می شودو رفتار انسان منطقی قلمداد می شود.نظرات علمایی چون تیلور،فایول وگیولیک.
*در نظریه های گونه دوم ،سازمان به صورت سیستمی بسته در نظر گرفته شده و رفتار انسان اجتماعی است.نظریاتی که اصطلاحا روابط انسانی نام گرفته اند. التون میو پایه گذار این گونه نظریه هاست.
*در نظریات گونه سوم ،سازمان به صورت سیستمی باز در نظر گرفته شده و رفتار ها در سازمان منطقی فرض شده اند.
وودوارد نظریاتش در گونه سوم جای دارد .سه نظام اصلی تولید واحدی ،تولید انبوه و تولید فرایندی را در نظر گرفت.
چارلز پرو چهار نظام کارهای هنری و صنعت گرایانه ،کارهای تکراری ،کارهای غیر تکراری و کارهای مهندسی را نام برده است.
*گونه چهارم از نظریه های سازمان و مدیریت ،با نگرش سیستم باز و قائل شدن به سرشتی اجتماعی برای رفتار های سازمانی شکل گرفته اند.نظریات علمایی چون می یرو روان،سالان سیک و پفر بر محیط تاکید بسیار دارند.
مسئله قدرت و استفاده آن درسازمان در این نظریه جایگاهی ویژه دارد.
منبع: کتاب مدیریت عمومی، دکتر سید مهدی الوانی
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 21:2 توسط پرویز باقری
|
دکتر علی شریعتی : لحظه هارامیگذراندیم تابه خوشبختی برسیم غافل ازاینکه خوشبختی درآن لحظه هابودکه گذراندیم.ماندن، سنگ بودن است و رفتن، رود بودن . بنگر که سنگ بودن به کجا می رسد جز خاک شدن ،